چند عکس فوق العاده

سلام بعد از یه غیبت طولانی با عکس هایی اومدم که واقعا جالبن
زیبایی باورنکردنی هنر عکاسی با دود و بخار


گزارش تصویری: زیبایی باورنکردنی هنر عکاسی با دود و بخار!



هنر عکاسی به طور مداوم زیبایی‌ها و شگفتی‌های جهانی که در آن زندگی می‌کنیم را به ما یادآوری می‌کند و در حالیکه زیبایی کامل بی‌اهمیت‌ترین اجزاء این جهان را آشکار می‌سازد، به ما کمک می‌کند تا با نگاهی متفاوت و دقیق‌تر به دنیای پیرامونمان بنگریم. یکی از شیوه‌های عکاسی شیوه عکاسی با دود می‌باشد که  می‌تواند زیبایی شبح گونه دود و بخار را که همیشه برایمان بی‌اهمیت بوده، جلوه‌ای تازه ‌بخشد.




برای گرفتن این عکس یک قطعه یخ خشک درون بطری قرار داده شده است.







ادامه نوشته

داستا ن مردي كه مي خواست معروف باشد

هوس

هوس

نفس از من گرفت آن كس كه سالها

برایم بی بهانه هم نفس بود

به بوي سفره اي ديگر دل بست

خدا و ند ا عشق سالهاي او هوس بود

ز ديدارش دگر پايم نلرزيد

نپرسيدم كجا و با چه كس بود

نمي خواهم دگر او را ببينم

چرا چون عشق او يك هوس بود

براي من دگر آن يك نفس نيست

اگر عشقش هوس بود، يك بار بس بود

 

تب كنكور

 تب كنكور

بيداري اي كنكوري يا خواب؟

اي چشم به جزوه ها دوخته

اي كه در اشك ريزانت خواب سوخته

بس كن كه شب ز نيمه گذشته ؟

بيداري اي كنكوري يا خواب؟

12 ماه

12 سال

12 ساعت انگار

12 ثانيه پندار
ادامه نوشته

داستان های من2(12 دینار)

یکی بود، یکی نبود.

روزی روزگاری یه پیامبری زندگی می کرد که اسمش محمد بود. این پیامبر خدا، یه پسر عموی گل داشت به اسم علی.

یه دفعه که پیراهنش کهنه شده بود، یه بنده خدایی 12دینار به اون حضرت هدیه می کنه تا حضرت هم برای خودش، و برای برکت مالش دعا کنه.

خلاصه، این حضرت ما دعا می کنه به جون و مال بنده خدا و پول رو می ده به پسر عموش تا یه پیراهن براش تهیه کنه.

...
ادامه نوشته

مثبت فکر کنید

شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد و در عين حال مي توانيد نيازهايتان را نيز احساس كنيد. پس هدفي والا براي خود تعيين كنيد و در راه تحقق آن نهايت تلاشتان را به كار ببنديد. تمامي احساسات، عقايد و دانش ما به افكار دروني مان ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ بستگي دارد و چه بدانيم يا ندانيم تحت كنترل هستيم و مي توانيم مثبت يا منفي، مشتاق يا بي تفاوت، فعال يا غيرفعال باشيم. بزرگ ترين فرق بين مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. براي برخي، يادگيري لذتبخش و هيجان انگيز است، براي ديگران سخت و خسته كننده و براي بسياري ديگر، يادگيري فقط كاري ضروري براي پيدا كردن شغلي مناسب محسوب مي شود. رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت ناميده مي شود كه به علت دريافت بازخورد از طرف والدين، دوستان، جامعه و خودمان شكل مي گيرد و در واقع تصويري است از ما وجهان ما. اين رفتارها غالباً به وسيله گفتگوي دروني كه مرتباً با خود ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ داريم، تقويت مي شوند.

ادامه نوشته

دل نوشته

یکی بود یکی نبود غیراز خدا هیچ کسی نبود.

 یک زن وشوهر جوان و خوشبختی باهم درشهری زندگی میکردند که مرد کارش تحقیق درباره ی حیوانات بود.روزی که او برای سفر به جنگلی بزرگ بار سفر را بسته بود زن خواست که همراه او برود.مرد ابتدا قبول نکردولی بعدازاصرارهای زن اورا با خود برد.

ادامه نوشته

داستان های من1(تصادف)

با گفتن "بسم الله" از در خانه خارج شد. تنها 10دقیقه تا مدرسه راه داشت.

با خود تکالیف آن روز، و مقداری که درس خوانده بود را مقایسه می کرد. می دانست تاریخ کم خوانده و باید در دو زنگ تفریح قبل از شروع کلاس، آن را جبران کند. خوب شد فوتبال دوست نداشت، وگرنه با توجه به بازی مهم دیروز که تلویزیون نشان داد، حتی به انجام تکالیف حسابان هم نمی رسید.

حیف سر راهش باید از کنار دخترهایی که عکس او حرکت می کردند، عبور می کرد. وگرنه می توانست حداقل یک درس را هم در راه بخواند. نمی دانست چرا دختران اینقدر بی شرم شده بودند! با اینکه او یک پسر بود، خود را هنگام عبور از کنارشان جمع می کرد. اما انگار هر چه خود را بیشتر جمع می کرد، آنها بیشتر از هم فاصله گرفته و پیاده رو را اشغال می کردند.

ادامه نوشته

فکر درمانده6

به نام خدا، خالق انسان. به نام انسان، خالق غم ها. به نام غم ها، به وجود آورنده ی اشک ها. به نام اشک، تسكین دهنده ی قلب ها. به نام قلب ها، ایجاد گر "عشق" و به نام عشق "زیباترین" خطای انسان...

نمی دونستم برای فکر درمانده6 چی بنویسم. آخه فکرم خیلی مشغوله و به درد شما هم نمی خوره.

فکر کنم تا حالا شک کردین که بین من،3 و ضرایبش رابطه ای هست. درسته، من عدد 3رو دوست دارم، به دلایلی...(البته با 6کمی مشکل دارم. در واقع برای من نحس ترین روز سال، ششم برج آینده، اردیبهشته. چون در این روز دو اتفاق بسیار بد مشابه برام افتاده. بی خیلی...)

اما برای ششمین متنه درماندگیم، با دستم کمی مشورت کردم. آخه بالاخره به راه اومد. صبرم بی نتیجه نموند. خدا هر کی رو بخواد هدایت می کنه...

ادامه نوشته

دوست خوب

دوست خوب



يكي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم كه يكي از بچه هاي كلاس را ديدم. اسمش وحید بود و انگار همه‌ي کتابهای کتابخانه را به خانه می برد..
با خودم گفتم: ”كي اين همه كتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. حتما اين پسر خيلي بي حالي است!“
من براي آخر هفته ام برنامه‌ ريزي كرده بودم. (مسابقه‌ي فوتبال با بچه ها، مهماني خانه‌ي يكي از همكلاسي ها) بنابراين شانه هايم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم.‌
همينطور كه مي رفتم،‌ تعدادي از بچه ها رو ديدم كه به طرف او دويدند و او را به زمين انداختند. كتابهاش پخش شد و خودش هم روي خاكها افتاد.
عينكش افتاد و من ديدم چند متر اونطرفتر، ‌روي چمنها پرت شد. سرش را كه بالا آورد، در چشماش يه غم خيلي بزرگ ديدم. بي اختيار قلبم به طرفش كشيده شد و بطرفش دويدم. در حاليكه به دنبال عينكش مي گشت، ‌يه قطره درشت اشك در چشمهاش ديدم.
همينطور كه عينكش را به دستش مي‌دادم، گفتم: ” اين بچه ها يه مشت آشغالن!“
او به من نگاهي كرد و گفت: ” هي ، متشكرم!“ و لبخند بزرگي صورتش را پوشاند. از آن لبخندهايي كه سرشار از سپاسگزاري قلبي بود.

ادامه نوشته

چیزهایی که خداوند در مورد آن ها هرگز از تو سوال نمی کند

چیزهایی که خداوند در مورد آن ها هرگز از تو سوال نمی کند

 
1-خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود،
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی ،
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود،
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟
4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی،
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی،
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود،
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقيري را دستگيري نمودی؟
7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود،
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودي وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟
8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی،
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟
9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی،
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی،
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می کردی؟

گشت و گذار در اینترنت2

خواستی قاتل بشی همه رو بكش، چون اگه یه نفرم زنده بگذاری می یاد و انتقام بقیه رو ازت می گیره…

اگه خواستی عاشق بشی، صبر كن تا خود طرف اینو بفهمه چون اگه تو بهش بگی بهت می گه لوس احمق نفهم…(صد در صد آزمايش شده)

اگه خواستی پولدار بشی حتما از راه خلاف وارد شو چون اینجوری هیچی بهت نمیدن…

اگه خواستی دوست دختر پیدا كنی یه كم خوشتیپ باش، یه كم خرج كن، یه كم خر شو!!! یه كم بوس كن!!!…

و بالاخره اگه خواستی علاف بشی یه بار دیگه از اول بخون

فکر درمانده5

"همیشه می گن زندگی زیباست. اما من نمی دونم کجاش زیباست؟

چند روز پیش که داشتم می رفتم دانشگاه،تو رادیو می گفت فقط یک دقیقه تنفس در هوای تهران، معادل با 2نخ سیگار ناقابل است. آیا این هوا زیباست؟

آیا غارغار کلاغ ها روی کابل های تیره و زمخت برق زیباست؟ آیا صدای آهنگ های تندی که از ماشین جوانان می آید زیباست؟ آیا اینکه بعضی از جوانان خود را شبیه حیوانات می کنند زیباست؟ یکی خروس، یکی بز و بقیه هم حیواناتی دیگر که تعدادیشان نیز ناشناخته اند.

اینکه هوا گرم است و همه بوی عرق می دهند زیباست؛ یا اینکه بعضی برای فرار از بوی عرق، سیگار می کشند تادیگران کم تر اذیت شوند؟!

کدام زیباست؟

ادامه نوشته

13 به در

بسم رب الحسین

سالی نکو با یاد امام زمان را آغاز کردیم. اما داره تموم می شه!

مگه بد می گم؟ برای نسل امروز، سال نو فقط محدود به 13روز تعطیلیه. بقیش مثه سال قبله. پر از درس و کار و چونه زدن برای نمره با استادا.

اما الان وقت این حرفا نیست. می خوام در مورد 13به در صحبت کنم.

روز آخری که هممون برای نهایت استفاده از تعطیلات، به طبیعت می ریم تا در هوای خوب، بیشترین لذت رو ببریم. اما تفریح در این روز، مال نسل ماست! اما نسل گذشته به دلیلی دیگه بیرون می رفتن!

گشت و گذار در اینترنت1(فرق عشق و ازدواج)

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو مي
رفتم، خوشه های پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "
 شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که: " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!
!"

 

نامه پدر به فرزند

پسر عزيزم:
روزي كه تو مرا در دوران پيري ببيني، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني...
اگر من در هنگام خوردن غذا خود را كثيف مي كنم، اگر نميتوانم خودم لباسهايم را بپوشم، صبور باش.
و زماني را به خاطر بياور كه من ساعتها از عمر خود را صرف آموزش همين موارد به تو كردم.
اگر در هنگام صحبت با تو، مطلبي را هزار بار تكرار مي كنم، حرفم را قطع نكن و به من گوش بده.
هنگامي كه تو خردسال بودي، من يك داستان را هزار بار براي تو مي خواندم تا تو به خواب بري.
هنگامي كه مايل به حمام رفتن نيستم، مرا خجالت نده و به من غر نزن.
زماني را به خاطر بياور كه من براي به حمام بردن تو به هزار كلك و ترفند متوسل مي شدم.
هنگامي كه ضعف مرا در استفاده از تكنولوژي جديد مي بيني، به من فرصت فراگيري آن را بده و با لبخند تمسخرآميز به من نگاه نكن ...

ادامه نوشته

چگونه تفکر صحیح داشته باشیم

چند نکته آموزنده  در رابطه با تفکر صحیح

۱ -آدمى نباید در مشکلات نقطه ضعف از خود نشان بدهد . مثلا وقتی آخر شب فرد به علت کسلی و خستگى ، مسواک زدن راترک کند و بگوید یک شب اشکال ندارد ، روحیه فرد این استعداد را پیدا می کند که شب هاى اینده نیز  از زیر مسواک زدن شانه خالی کند.

۲ – در هنگام شنیدن افکار مخالف با عقایدتان،اندکى تبسم کنید ،این کار باعث اعتماد به نفس ،تعالى شخصیت و مضاعف شدن روحیه در شما مى گردد .

۳ – بهتر است در مجالسی که مباحث بی اثر و واهی است سکوت توأم با تفکر سازنده داشته باشید.

۴ – بعداز تصمیم گیری نباید تعلل به خرج داد وبلادرنگ و باصلابت بایدتصمیم را عملی کرد.

۵ – همه آنچه را که می دانی و داری برای همه نگو.

۶ – در لحظه هراس و نگرانی به قدرت بی انتهای خدا فکر کن وبا یاد خدا از صمیم قلب به او توکل کن.

۷ – همیشه عقاید دیگران و نظرات آنها را به طور کامل گوش کن و بعد در صورت لزوم با تامل و باصلابت و صدایی محکم عقیده خود را بدون هیچ تردیدی باز گو کن .

۸ – برای حضور در هر محفلی ابتدا با صدای بلند و رسا سلام کن .

۹  – پیش از هر اقدامی به مسائل بعد از آن بیندیش و بسنج که آیا این عمل مناسب است وآیا با این اقدام از خط مشی اصلی خود خارج می شویم یا نه و این بسیار مهم است .

۱۰ – در برخورد های اجتماعی بدون ایجاد حالت چاپلوسی رفتاری بسیار مودبانه با دیگران داشته باشید چون به این طریق فرد مقبل نیر خود راملزم به حفظ ادب و احترام می شود .

 

به نظر من6( + به نظر خدا3)

یا علی مددی.(علی اللهی نیستم. اما علی ولی خداست. بت پرستا هم به نوعی خدا رو می پرستن! اما به روش طولی...)

با اینکه در به نظر من5 هم از حجاب صحبت کردم، اما حالا دیگه سعی می کنم فقط به اون بپردازم.

امیدارم تا الان زیاد خسته نشده باشید. این متنم آخرین، و کوتاه ترینه.

من را در این آخرین کلامها هم همراهی کنید...

ادامه نوشته

فکر درمانده4

به نام بزرگترین نیرنگ باز.

اشتباه نکنین، شیطان پرست نشدم.

با خودم فکر می کردم مگه تمام لغات رو خدا نیافریده؟ چون خالق زبون در دهان ماست...

ادامه نوشته

به نظر من5( + به نظر خدا2)

یا علی مددی(یا علی مددیه به نظر من قبلی رو به این یا علی مددی می چسبونم. چون این 3شماره آخری رو با هم نوشتم. اما به چند دلیل به 3 قسمت تقسیمش کردم...)

در به نظر من4 گفتم که زن و مرد از دو جسم مجزا، ولی روحی هم جنس هستند که همدیگه رو کامل می کنن. یادمه خیلی هم جوش آورده بودم! و فکر کنم گفتم که این متن هم ادامه ی همونه و با هم نوشته شدن...!

قرار شد بعد از اون بحث، بریم سراغ حجاب...

اما صبر کنین. قبل از اون به حقوق زن برسیم بهتره.

بفرمایید ادامه مطلب...

ادامه نوشته