هوس

نفس از من گرفت آن كس كه سالها

برایم بی بهانه هم نفس بود

به بوي سفره اي ديگر دل بست

خدا و ند ا عشق سالهاي او هوس بود

ز ديدارش دگر پايم نلرزيد

نپرسيدم كجا و با چه كس بود

نمي خواهم دگر او را ببينم

چرا چون عشق او يك هوس بود

براي من دگر آن يك نفس نيست

اگر عشقش هوس بود، يك بار بس بود