فاصله خوشبختی
میگه نمیرسم خیلی دویدم اما نمیرسم رفته توی بانکهای جورواجور حساب باز کرده هر جا هم از رب و چیپس و پفک جایزه بدهند میدوه میره جنساشونو میخره هر چی میخوام قانعش کنم که فایده نداره به چه امیدی چه احتمالی راه رسیدن دویدنه بدو بی فایدهاس انگار میخواد یکشبه بپره براش صغری کبری میکنم که عزیز دل من نابرده رنج ...که هنوز حرفم تموم نشده از احتمال برنده شدن تو یه مسابقه برنده شدن یه آپارتمان میگه انگار دنبال معجزه اس یه چیز تکون دهنده که پرتابش کنه یه شگفتی بزرگ . مدام نصیحتش میکنم اما گوش نمیده حوصله اش از حرفام سر میره بالاخره به حرف میاد طفره نمیره میگه ببین ما مثل پنگوئن ایم پنگوئن هایی که روی یخ های قطبی کنار هم اند فاصله خوشبختها و بد بختها زیاذ نیست میشه راه رفت یا حتی دوید و به اونها رسید اما یک دفعه تکه خوشبختها ترک میخوره خوشبخت ها رو آب شناور میشن و میرن حالا دیکه دویدن راه رسیدن نیست فقط یک پرتاب یک معجزه به داد آدم میرسه تا باز فاصله ات با خوشبختها و خوشبختی کم بشه... .فقط پرتاب راستی این ماه سه تا قرعه کشی...
خوشحالم طفره نرفته اما ناراحتم که چرا جوابی ندارم انگار باید جنبید راست میگه که یخ ها مدام در حال شکستن اند که فاصله ها طی نشدنی میشن که ما مدام میدویم و یخ ها مدام میشکنندو خوشبختی مدام میرود.
این وب ازان گروهی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شاهد تهران می باشد که هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کند.