به نظر من5( + به نظر خدا2)
یا علی مددی(یا علی مددیه به نظر من قبلی رو به این یا علی مددی می چسبونم. چون این 3شماره آخری رو با هم نوشتم. اما به چند دلیل به 3 قسمت تقسیمش کردم...)
در به نظر من4 گفتم که زن و مرد از دو جسم مجزا، ولی روحی هم جنس هستند که همدیگه رو کامل می کنن. یادمه خیلی هم جوش آورده بودم! و فکر کنم گفتم که این متن هم ادامه ی همونه و با هم نوشته شدن...!
قرار شد بعد از اون بحث، بریم سراغ حجاب...
اما صبر کنین. قبل از اون به حقوق زن برسیم بهتره.
بفرمایید ادامه مطلب...
خداوند در آیه 32 سوره نساء می فرماید:«للرجال نصیب مما اكتسبوا و للنساء نصیب مما اكتسبن»
«برای مردان نصیب و بهره ای از آن چه كسب می كنند می باشد و برای زنان نصیبی از آنچه با كار و تلاش به دست می آورند می باشد.»
لابد می گین خدا هم گفته زن باید کار کنه و روزیش رو بدست بیاره. پس اون که تو قرآن اومده حضرت مریم رو پشتیبانی می کردن برای اینکه ناچار به رنج کار نشه چی؟
خوب بعضیا عقیده دارن که مریم مقدس زنه خدا بوده! من با اینکه عقیدشون درست نیست کاری ندارم. چون عقیده ی هر کس برای ما محترمه. می دونیم هر کس رو تو گور خودش می ذارن.(این ضرب المثل رو به خاطر بسپارید. الکی اینجا نیاوردمش...!)
چون ما آیه داریم نه کسی فرزند اوست، و نه او فرزند کسی است.(سوره توحید، آیه 3. می دونید چرا منبعش رو آوردم؟ برای اینکه بسیاری از ما روزی 5 بار این آیه را می خونیم، اما 5 سال یه بار هم به مضمونش فکر نمی کنیم. من خودم همین الان قرآن باز کردم تا از درستی ترجمه ای که نوشتم مطمئن شم. به من می گن یه شیعه واقعی!)
اما از بحثم دور نشم. زن حقوقش با مرد برابر نیست؛ چون بالاتره. زن هیچ وظیفه ای در زندگی نداره. او وظیفه نداره غذا بپزه، خانه تمیز کنه و خلاصه حمالی کنه. بزرگترین وظیفه ی او تکامل روح مرد، و آرامش یافتن در کنار مرده. وظیفه ای متقابل که خدا گذاشته.(تو به نظر من6 با یه آیه خواهم گفت خدا مقام زن رو چقدر ارج نهاده.)
منظور خدا از کار و تلاش، کارهاییست که زن با ازدواج قبول می کنه. وقتی زن به بچه اش شیر می ده، مرد موظفه به او حقوق بده.
حالا کاری ندارم مادرهای ما از روی علاقه این کارها را بدون مزد انجام می دادند و می دهند و آقایون هم وقتی به خانومشون پول می دن، هزار تا منت سرش می ذارن که من همش کار می کنم تا تو راحت باشی. در واقع، زحمتی که خانما می کشن خیلی بیشتر از آقایونه.(یه مثال ساده: به دلیل تفاوت های بدنی اگر یک مرد 200 کیلو بلند کنه باعث تعجب همه می شه؛ اما یک زن 100کیلو...)
فکر کنم حالا مسافر عزیز قانع شد که چرا ما حرف کتاب پیدایش رو قبول نداریم. حالا چه می خواد بگه آفرینش زن از دنده ی مرد، برابری حقوق زن و مرده، چه چیز دیگه بگه. همه ی چیزهایی که گفتن و شنیدیم دلیل داشته. (انگار صبر خودم برای گفتن دلیلش کمتر از شماست. اما باز هم باید صبر کنم. نه اینجا جاشه، نه من هنوز برای نوشتن اون اطلاعات اجازه گرفتم.)
چیزهای عجیبی گفتم، نه؟ من وقتی اینها و بیش از اینها رو از زبون بهترین دوستم، مهران، شنیدم؛ فهمیدم هیچی از اسلام نمی دونم.
فکر کنم دلیلش اون چیزهای تکراری باشه که هر سال به طور متداوم در کتاب های دینی به ما آموزش داده شد و حتی الان هم در دانشگاه عین همان ها را با اسمی دیگر تکرار می کنند. اما با اینکه تکرار زیاده، هنوز هم اکثر ما آنها را یاد نگرفتیم. هدف ما از مطالعه ی معارف، دینی، اخلاق و انقلاب اکثرا نمره ست. بد می گم، بگین بد می گی.
این درس هایی که آموزش پرورش و عالی برای ما در نظر گرفتن، مفت نمی ارزه. من اگه جای اونا بودم، خود اسلام رو آموزش می دادم. نه ظاهر خشن و سختش رو. اسلام خیلی لطیفه. اما هیچ کس درک نمیکه. اما اینا همه دلیل داره.(صبر کنید به نظر من تموم شه...)
یکم بیشتر از حقوق بین مردا و همسراشون بگم. اما نه از نظر خودم:
برای زن و شوهر حقوق متقابلی است كه در آیات چندی از قرآن بیان شده. از جمله حق مدیریت برای مردان است. قرآن در آیه 34 سوره نساء مردان را دارای حق مدیریت در خانواده به دلیل برتری و توانایی و تأمین هزینه های زندگی از سوی آنان بر می شمارد. در حقیقت علت اینكه مدیریت خانواده به مردان سپرده شده آن است كه به طور طبیعی مردان از برتری بدنی و جسمی بیش تری برخوردار بوده و توانایی عقلی برای این حوزه را بهتر دارا می باشند. عقل ایشان به جهت حساب گری و خشک بودن در برابر احساسات و عواطف بهتر می تواند مسائل حساس و خشک ریاضی و حساب را كنترل و مدیریت نماید و به دور از احساسات و عواطف، هزینه ها را بر پایه درآمدها تنظیم و سامان دهد.
اما ممکنه یکی از آقایون بخواد زن زلیلی رو برگزینه.(حالا زلیل یا ذلیل. اهمیتی داره؟) به خانوما توصیه می کنم که باور نکنن! لابد دلیلی داره که آقایون قبل از ازدواج از این حرفا می زنن.
ممکنه خانومه پولدار باشه، خوشگل باشه، و یا دیر رام شه. البته این زمینه بحثی طولانی رو با حضور هر دو نفر می طلبه. اما متأسفانه اینجا زوجی نداریم که آقاشون اینجوری بگه تا به شرح دروغ یا راستیش بپردازیم.
باز هم می گم، استثناء همیشه هست. مثلا خود من استثناشم...!
روایت است که فردی از امام باقر(ع) سوال کرد: «مردی به همسرش میگوید اختیار کار تو با خودت است.» امام(ع) فرمودند: «چگونه این ممکن است، در حالی که خداوند میفرماید: "الرجال قوامون علی النسأ" این گفته مرد ارزشی ندارد.»(این آیه که امام گفتند، قسمتی از آیه 34 سوره نساست.)
در قانون نیز مسئولیت مدیریت و ریاست بر خانواده به جهت جنبه امری و تکلیفی قابل اسقاط یا واگذاری نیست؛ بنابراین زوجین نمیتوانند با انعقاد قرارداد خصوصی یا شرط ضمن عقد، این موقعیت را نادیده بگیرند یا از اقتدار قانونی آن بکاهند یا قلمرو آن را محدود کنند.
یه توصیه هم به خانم هایی که همچین چیزی رو بهشون گفتن. بشینین ببینین تعریف ز.ز. از نظر آقاهه چیه؟ بگذریم...
این همه گفتم 34 نساء، بد نیست متن کاملش رو هم براتون بیارم: مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانیست به واسطه آن برتری که خدا بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه ی آنکه مردان از مال خود به زنان دهند پس زنان شایسته و مطیع در غیبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند و آنچه را که خدا به حفظ آن امر فرموده نگهدارند و زنانی که از مخالفت و نافرمانی آنها بیمناکید باید نخست آنها را پند دهید از خوابگاهشان دوری جویید و در صورت نافرمانی آنها را به زدن تنبیه کنید چنانکه اطاعت کردند دیگر حق هیچ گونه ستم بر آنها ندارید که همانا خدا بزرگوار عظیم الشان است(و بر ظلم ظالم از مظلوم انتقام خواهد کشید)
یعنی خدا اینجوری به هر مرد با غیرتی اجازه داده که اگه خانومش مراعات خندیدن جلو نامحرم نکرد؛ یا اگه چادری بود، ولی مراقب چادرش نبود؛ اول تذکر، بعد تنبیه کنه.
اما جوونا فقط منتظرن تا از قدرت خبردار شن. اما هیچوقت محدودیت رو در نظر نمی گیرن. اواسط آیه که می گه به زدن تنبیه کنن رو می بینن، اما آخرش که می گه از ظالم انتقام می گیره رو نمی بینن. مثلا الان دیگه اگه دختر دمه بخته من رژ لب گریب فروتی یا توت فرنگی و خوش رنگی بزنه تا بیرون بره، می زنم لهش می کنم!!!
گفتم آقایون تکلیف دارن که به همسرشون برای کاری که می کنه مزدی که حقشونه پرداخت کنن. به عبارتی دیگه نفقه بدن.
اما علمای اسلامی بر این نكته تأكید می ورزند كه هر تكلیفی، حقی را ثابت می كند و هر حقی تكلیفی را با خود به همراه دارد.
الان واضح شد که چرا خدا گفته بزرگترین جهاد زن، آرایش برای شوهرشه. برای همین تکلیف هم خدا برای تعریف نفقه، گفته تامین هر چیزی که لیاقتش رو داشته باشه...
حالا اگه خانومی بخواد خودش رو برای دیگران خوشگل کنه، نباید انتظار داشته باشه آقای ابله و بی غیرتش بهش حقوق بده. اینجور خانما بهتره حقوقشون رو از همونایی که براشون خوشگل کردن بگیرن.
ببخشید، خیلی بد دارم حرف می زنم. من از همه ی کسایی که این متن رو می خونن عذر می خوام. دستم گرم شده و خودش داره این دکمه های بیچاره رو می فشاره. آخه بحث خیلی تلخه و حرارتم زده بالا...(من موقع نوشتن از خود، بیخود می شم.)
احزاب 33: و در خانه هاتان بنشینید و آرام گیرید و مانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خود آرائی مکنید و نماز را بپا دارید و از خدا و رسول اطاعت کنید خدا چنین می خواهد که رجس هر آلایش را از شما خانواده ی نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند
خانواده ی پیامبر چه ربطی به ما داره؟ خدا اگه می خواست حرفی رو به پیامبر و خانوادش بگه، چرا تو قرآن آورد؟ نمی تونست پیامبر رو بکشه کنار و در گوش خودش بگه؟
خوب برای اینکه ما انسانا همه از یه خانواده ایم. ما از نسل آدمیم. پس با هم پسر عمو و دختر خاله ایم.(چقدر خرم! پسر عمو و دختر خاله که معنی نمی ده. شما به بزرگی خودتون ببخشید.) پس چرا می جنگیم؟ چرا برای نابودی همدیگه نقشه هایی زیرکانه می کشیم؟
چرا برادران ما برای نابود کردن دین حق ما و بعد خود ما، نقشه می کشن تا اول دخترا، و بعد پسرامون رو به گناه آلوده کنن؟(بعد از به نظر من به دلیل این حرفم خواهم پرداخت. چقدر نکات زیاد شدن...)
البته ما اهل شیعه روایت داریم که از بقایای گِل ائمه و پیامبر درست شدیم. پس ما دیگه چرا انقدر حرف گوش نکن شدیم؟ واقعا چرا؟
نور 31: و ای رسول زنان مومن را بگو تا چشم ها(از نگاه ناروا) بپوشند* فروج و اندامشان را(از عمل زشت)محفوظ دارند زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا(اجباری) ضاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازند** و باید سینه و بر و دوش خود را با مقنعه بپوشانند** و زینت و جمال خود را آشکار نسازند** جز برای شوهران خود** و پدران و پدران شوهر و پسران خود و پسران شوهر و برادران خود و پسران برادر و پسران خواهران خود و زنان خود(زنان مسلمه) و کنیزان ملکی خویش*** و اتباع خانواده که به زنان رغبت ندارند**** از زن و مرد یا طفلی که هنوز بر عورث و محارم زنان آگاه نیستند*****(و از غیر این اشخاص مذکور احتراز و احتجاب کنند) و آن طور پای بر زمین نزنند که خلخال و زینت پنهان پاهایشان معلوم شود و ای اهل ایمان به درگاه خدا توبه کنید باشد که رستگار شوید******
*اول از همه معلومه که نگاه پاک فقط مخصوص آقایون نیست.
بعدشم بعضی از خواهران ما وقتی دارن از بچه های دانشگاه یا همسایه هاشون تعریف می کنن، می گن:«فلان پسره خیلی خوشگل بود؛ البته به چشم برادری!» مگه می شه یه نفر از یکی دیگه خوشش بیاد و بگه خوشگل بود، بدون اینکه به چشم خریدار بهش نگاه کنه؟ یعنی دقیقا قرآن از اون موقع ما رو از این کار بر حذر داشته. خانوما می خوان بدین شکل خودشون، و شنونده را فریب بدن که اونا چشم پاکن. اما...(البته به چشم برادری نگاه کردن، بهتر از به چشم های دیگه نگاه کردنه. اونایی که عادت دارن اینجوری به پسرا نگاه کنن، سعی نکنن عادتشون رو ترک کنن. چون ترک عادت موجبه مرضه. و می ترسم کلا بِبُرن...! من موسی نیستم که در صورت اشتباه، به وسیله وحی از کردار بدم خبردار شم و در صدد اصلاح اشتباهم باشم. نمی خوام اون دنیا خفت شم.)
**اونایی که با 7قلم آرایش میان تو خیابون رو کاری ندارم. چون اونا اصلا کاری با قرآن ندارن.
اما بعضی از اقوام ما رسم و رسوماتی دارن. خانم هایی هستند بسیار با حیا؛(البته لازمه بگم چادر مظهر با حیا بودن نیست.) اما در مراسم عروسی ها و یا مهمونی هاشون که مختلط گرفته می شه، بهترین لباس ها و آرایش ها رو برای خودشون فراهم می کنند. عده ایشون می گن فقط یک شبه، اونم عروسی. خدا زیر چشمی رد می کنه. عده ای دیگر هم می گن رسمه. اگه غیر این عمل کنیم صاحب مجلس ناراحت می شه. برای همین بزرگان مجلس درب را بسته، تا خانم ها راحت تر باشن!
انگار پسر خاله با پسرای دیگه فرق می کنه. به نظر من که بدتر هم هست. چون هیچ کس به نگاهی که او به دخترهای فامیل می کنه زیاد دقیق نمی شه. اما کافیست پسری غریبه چپ نگاه کنه، تکه بزرگه اش دماغ له شدشه.
خانم ها هم خودشون رو راحت می کنن:«چون این رسم ماله همه فامیله، چشم پاک دارن. نگاه بد نمی کنن.» اما خدا در این آیه این وظیفه رو بر عهده ما گذاشته که همدیگر رو به آزمایش نگیریم. تنها ممتحن خداست. مگه می شه بانویی زیبا رو نگاه نکرد؟ حتی اگه زن داشته باشی؛ چه برسه به اینکه مجرد هم باشی. انسان فطرتی تنوع طلب داره...
خیلی حال کردم روز اول عید فیلم خروس جنگی رو دادن. برای همین این تکه از متنم رو اضافه کردم!
یادتونه توی فیلم یه پسر حاجی دارای ریش و سری پایین، به همراهه بانویی خوش چهره و شیک پوش برای رزرو سالن پیش مریم خانومه آقای عطاران تشریف بردن؟ با تیکه هایی که مریم خانوم بهشون انداخت که با این اختلاف عقاید کارشون مسخرست، خیالی ندارم. منظورم اون سکانسیه که اون دختره گفت:«فقط یه شبه دیگه...» یعنی خانمه در اعتراض به غیرت آقاش گفت فقط یه شبه. بذار ارکستر بزنه و ما هم برقصیم و حال کنیم. البته به این وضوح تو فیلم سینمایی جمهوری اسلامی نگفتن. اما...
بیش از این در این مورد صحبت نمی کنم. از تمام هم وطنانم که این متن رو می خونن و ممکنه ناراحت شده باشن هم عذر می خوام. قصدم فقط اطلاع رسانیست تا نسل جدید، رسم و رسوم های اشتباه رو برانداز کنند. چون الان وسایلی مثل دوربین زیاد شده. کیفیتشون در گوشی ها هم که روز به روز بالاتر می ره و متخصص تو فتوشاپ هم که شدیم... . دیگه بقیه حرفم رو نمی زنم. مطمئنم خودتون می فهمید چی می خوام بگم...!(من چقدر آشغالم، نه؟)
در ضمن، من چند قسمت رو با ** مشخص کردم تا ببینید خدا چقدر دقیق کار کرده و اینکه بگید یک شبه، و یا رسم و رسوم رو نهی کرده. اما کو گوش شنوا؟ فکر کنم در عروسی بعدی هم خانوما میلیون میلیون پول آرایشگاه بدن و مثل قبل خود را از عروس هم زیباتر کنند.
چند وقت پیش دوستی لطیفه ای برام گفت که به ظاهر خندیدم. اما اگه می شد، فکش رو خرد می کردم:«عروس در شب عروسی به داماد می گه چرا به من نگاه نمی کنی؟ داماد پاسخ می ده چون تو رو تا آخر عمر می یبینم، الان وقت دیدن دخترای فامیله...!!!»
***برام خیلی جالب بود که خدا چرا زنان رو به حفظ حجاب جلو زنان غیر مسلمان و کنیزک های داخل خانه سفارش کرده؟ یعنی خدا از اون موقع می دونسته زمان ما همجنس بازی رو رواج می دن؟!
****حتی پادشاهان ما که کاری با خدا نداشتند و زور می گفتند هم از این آیه استفاده کردند و در حرمسراهای پر از برکت خود، خواجه ها را به کار گماشتند. این نشون می ده نفس غیرت و مراقبت از ناموس فقط مخصوص دین اسلام نیست.(اگه شنیده باشید همسر خشایارشاه مرگ رو به برهنه قدم زدن جلو ارتشه اون ابر پادشاه ترجیح داد. خشایار شاه از سلسله جمشیدیان، یا همون خاخام منشیان یا هخامنشیان که همه می شناسن. در زمانی که ایرانی ها خود را پارس(از پرسه میاد)، یا بی خانمان می نامیدند!!!!! می دونین چرا 13فروردین از خونه هامون فرار می کنیم و به طبیعت پناه می بریم؟)
*****یه توصیه برای اولیایی که پسر کوچک دارن. بزرگ ترین اشتباه به نظر من اینه که بچه هاتون رو به مهمونی های زنونه یا بدتر از همه استخر زنونه می برید. چون بچه های امروز مثل دیروز نیستن. الان دیگه یه پسر 4،5 ساله می دونه چه فرقی با یه دختر داره. شما با این کارتون دارید اونو دچار بلوغ زود رس، و هزار و یک مشکل بعدیش می کنین. خدا گفته تا اون موقع که شعورش برای تمیز دادن زن و مرد نمی رسه. فکر کنم برای بچه های الان 3سال باشه. برای این منظور یه روانشناسِ محقق دقیق تر می تونه بگه...
******این آیه تو قرآن بود. اون موقعی ها برای ثوابش می خوندن، این موقعی ها اصلا نمی خوننش. کدوم یکی از شما وقتی قرآن می خونید، معنیش رو هم می خونید و فقط چند ثانیه روش تأمل می کنید؟ نمی گم بشینید بشکافیدش...(خودمونیم، قرآن عجب چیز معرکه ایه...)
فکر کردن انقدر سخته؟ بعضیا می گن آخه باید به چی فکر کنیم؟ قرآن خیلی کلی نوشته.
می تونید نهج البلاغه و این جور کتابها رو بخونید. اونا خیلی ساده تر، اما تامل برانگیز تر نوشته شدن.
خیلی بلند شد؛ ببخشید. باز هم از کسایی که ناراحت شدن عذر میخوام. حرف حق تلخه.
تا به نظر من6 که ادامه ی این متنه، یا علی مددی.
این وب ازان گروهی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شاهد تهران می باشد که هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کند.