به نظر من2
به نام خداوندی که خصلت حوصله را آفرید تا من بتونم شماره ی 2 نظرم رو هم براتون بذارم و شما هم بخونیدش.
لطفا اول "به نظر من1" رو بخونید. چون این متن ادامه ی اونه...
داشتم در مورد چند وجهی بودن پشت بوم های ایرانی ایراد سخن می کردم و گفتم که مرد از زن برتری هایی داره. ناراحت نشید؛ باشه. زن از مرد برتری هایی داره.
ای بابا. هر چی بگم، یه طرف ناراحت می شه. باز هم باید از زرنگیم استفاده کنم... .
برای ارضای کنجکاویتون، به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید. اونجا در خدمتتون هستم.
می گفتم. مرد و زن، طبق آیه ای که در "به نظر من1" آوردم هیچ فرقی مگر در تقوا ندارن.(منظورم این آیست: «هر کس، مرد یا زن، کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه و نیکویی و حیات واقعی می بخشیم و یقیناً بهتر از آنچه انجام داده اند به آنان پاداش می دهیم.» اگه عربیش رو می خواین، می تونین به "به نظر من1" رجوع کنین.)
اما این تقوا که می گن چیه؟ لابد خارجیا تهش رو در آوردن که هم وضعشون خوبه، هم همشون شبیه همن دیگه، نه؟(تقوا همونه که تو دبستان بهمون یاد دادن. اما اینکه چرا خارجیا بدون داشتنش زندگی بهتری، به ظاهر، دارن رو بعدا می گم.)
در جواب این پرسش فقط می خندم. چون متاسفانه میونه ی خوبی با خارجی ها و رسم و رسومشون ندارم، سعی می کنم چیز خاصی نگم.
اما خودمونیم؛ به نظر شما اونا در هر زمینه ای از ما جلوترن؟ نه جونه خودم! فیلمایی رو که می بینین، می سازن مخصوصا برای اینه که مثل من و شما رو به راه بیارن...!(می گین کدوم راه؟ اینکه شما که جوونه این مملکتین سرد بشین و بگین ما در مقابل اونا هیچ شانسی نداریم. اینجوری برای همیشه از ما برتر می مونن.)
ای بابا. چی دارم می گم. بهتره سیاست خارجیم رو برای خودم نگه دارم.
البته اینکه می گم بی خیالش، شوخی می کنم. چون قرار نیست این بحث من با 2 تا به نظر من تموم شه. در خدمتتون هستم...! خواهم گفت که چه فرقی بین خانم های خانم ما و خانم های آقا شکل اونها هست!
این بار از روش پیچوندن بحث استفاده بردم تا فراموش کنین بحث در مورد برتری خانم یا آقا بود.
به نظر من آقا برتره؛ اما در خارج از خونه. وقتی اومد تو خونه، باید مثل یه جوجو مظلوم و حرف گوش کن باشه.(کتکه رو خوردم!) اما این یه شرطی داره. شرطشم اینه که خانوم، خانومه حرف گوش کنی در حوزه ی حکومت آقا باشه.(آقایون، خوبه؟)
برای همینه که بعضیا با کار کردن خانومشون مخالفن. چون نمی شه وقتی با خانومت بیرون همکاری، اون مراعات حال حکومتت رو بکنه. چون خودشم یه حکومت تشکیل داده. پس اگه یکم مردونه بخوای رفتار کنی، تصمیم می گیری تو هم تو خونه یه حکومت تشکیل بدی. اون وقته که می شه قضیه ی فیلم آتش بس و باید به سمت هم خمپاره های چینی پرتاب کنید! در آخر هم آقایون شکست می خورن. چون پول همش رو باید از جیب مبارک پرداخت کنن. در ضمن، می گن خانوما قدرت دید بهتری دارن. پس تعداد ضربه هایی که آقایون می خورن بیشتره.(البته اگه همچین اتفاقی برای من بیفته، ترجیح می دم همه شلیک های خانومه بهم بخوره. چون لا اقل نمی شکنه...!)
این که گفتم قدرت دید خانوما بیشتره، اثبات شده. مثلا اگه بعد از مدتی به خانه ی فامیلی برید، وقتی آقا آخرای سلام و احوال پرسی با صاحب خونست، خانم مشغول آمار دادن نوع پرده و یا ذره ای خاک در گوشه ای نا پیدا از خانه، به دیگر فامیل با پیامکه!(ببخشید، از کجا می تونم جلیقه ضد گلوله تهیه کنم؟!)
اما از شوخی بگذریم، زندگی امروز خیلی سخت شده. خرج و مخارج به بی نهایت میل می کنه، ولی درآمد تهی شده. دلیل این شکلی شدن زندگیمون مورد بحث الان من نیست. می خوام در مورد همکاری در زندگی بگم. بد نیست خانم ها هم کار کنند. اما نه اون کاری که آقایون می کنند.
خانم ها میتونن دکتر بشن. یا مثل این کارهایی که نیازی به فعالیت بدنی نداره. چون اگه وارد اون کارها بشن، خسارتی که می زنن بیشتر از منفعتشونه!(البته دکتر شدنشون هم شرایطی داره ها... .)
قبل از اینکه فوشم بدین، کمی با صبر به بررسیم توجه کنین.
فرض کنین یه خانوم مهندس، روزی چند بار از پله های یک برج نیمه ساخت بالا بره. با اینکه خسته می شه و شب حوصله ی نوازش بچه ی کوچک و صحبت با شوهر مثل خودش خسته(نمی گم خسته تر) رو نداره، استهلاک لباساش رو حساب کنین. به نظر من یه خانوم 2روز پشت هم یه لباس نمی پوشه.(مهندسم که باشه دیگه هیچی...!) اگه هم بپوشه، لباس نخنما و قدیمی رو نمی پوشه. اگه هم بپوشه، با توجه به جنس خوب پارچه ها، لباس مهمون چند وقتش بیشتر نیست.
خانوما از آقایون انرژی بیشتری دارن.(آقایون کمی تنبلن) برای همین هم تحرکاتشون بیشتره. و می دونیم تحرک با فرسودگی پارچه، رابطه ای مستقیم داره. برای همین و به دلیل گرونی، قسمت عمده ای از حقوقشون برای لباس و درست کردن سر و وضعشون خرج می شه.(باز هم همون بحث حجاب و پریدن از پشت بوم پیش میاد. بازم صبر کنین.)
بقیه هم برای داشتن انرژی کافی، صرف خوراک می شه. ما شاء الله که خانوما اشتهاشون از آقایون بیشتره. نمی دونم چجوری چاق نمی شن. در ضمن، طبعشون بازتره و غذاهای تکراری و کم خرج رو نمی پسنده. کلاس مهندسی و... هم که نمی ذاره هر جایی غذا بخورن. اما آقایون به نیمرو هم رضایت می دن؛ حتی تن ماهی یا نون پنیر گوجه. فرقیه که خدا گذاشته، و لابد دلیلی داشته دیگه.(لابد می تونین دلیل جای کفش زنونه روی صورت منو هم حدس بزنین. به نظر آسونتر میاد. من پیشبین خوبی هستم...!)
خانوما حوصله ی پیاده روی هم ندارن. یا ماشین و بنزینشون باید تامین باشه، یا تاکسی و آژانس. و کلی هزینه ی دیگه... .
این بررسی ها رو من جایی شنیدم. اون آقایی که برام تعریف کرد، خیلی مسایل دیگه رو هم بیان کرد. اون موقع متوجه شدم هر خانوم دست کم 1.5 برابر درآمدش هزینه داره. برای حفظ قانون کپی رایت، اگه متن صحبت های اون آقا رو گیر آوردم، براتون می ذارم.
راستی می دونین خانوما چرا به صورت کارگر مورد استفاده قرار گرفتن؟ از عاشقای انگلیس عذر می خوام؛ چون این هم کاشته ی اوناست که داریم برداشت می کنیم. اونا بودن که در کشورهای استعماری خانم ها رو به کارگری گرفتن. چون نصف آقایون بهشون حقوق می دادن. خیلی به صرفه تر بوده. باید به هوششون آفرین گفت.
اما به این می گن استفاده ی ابزاری از خانوما. همین انگلیسی که الان به فمنیست ها کاری نداره و حتی حمایتشونم می کنه. دلیل اونم الان مورد بحثم نیست. اگه از دست دوستان و آشنایان آقا و خانم، بعد از گذاشتن این متن رو وب تونستم قِسِر در برم، اونو بعدا براتون می نویسم.(البته با اجازه ی دوست خوبم M که جدیدا کم پیدا شده.)
لابد می گین این مقایسه ای که کردی بچه بازی بود. هیچ وقت این چیزایی که گفتی درست نیست. خانومای کاری می تونن از خیلی چیزا رای هدف های بزرگتر، پول بیشتر، بگذرن.
باشه، قبول. من هیچ خصومتی با خانوما و کار کردنشون ندارم. فقط می خوام شما کمی فکر کنین.
بگذریم. اونا فقط مادیش بود. در حالی که معنویش بدتره. چون ممکنه یه خانم مهندس کارهایی بزرگ و پر درآمد بگیره و بتونه پاروشو بلند کنه تا پولا ازش بالا برن. در این صورت روزی یه بار لباس عوض کردن یا بنزین آزاد زدنش به جایی بر نمی خوره.
اما آیا می تونه چند سال بعد جواب بچه هاشو که بدون مادر بزرگ شدن بده؟ می تونه جواب شوهرش رو که نگران روحیه ی لطیف، عفت، توان جسمی و عشقیشه بده؟ می تونه جواب خدا رو برای انجام ندادن کارهایی که او به عهده اش گذاشت، بده؟
نظر شما رو نمی دونم. اما به نظر من خانومه رفت کمک خرج باشه، خرج اعتیاد بچه و بیماری های قلبی شوهرش رو اضافه کرد.(البته شاید شلوار آقاهه 2تا شه و خانومه از خرج بیماری قلبیش نجات پیدا کنه. می بینین ما آقایون چقدر به فکر خانومامون هستیم؟!)
اما باز هم می گم، استثنا کم نیست. خاله ی مامانه خودم تو کل فامیل به شیر زن معروفه. نهار روزه عاشورا که نظریشونه رو یه تنه برنامه ریزی می کنه.(البته با کمک شوهرش.) دلتون بسوزه، خاله ی خوبی دارم!
بیشتر از این سرتون رو درد نمیارم. منتظر "به نظر من3" باشید.
یا علی مددی.
این وب ازان گروهی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شاهد تهران می باشد که هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کند.