کاش چاه کن بودم
بچه که بودم و به هر دلیلی گریه می کردم، زمین خوردن یا...، پدرم می گفت مرد که گریه نمی کنه...
بزرگ تر که شدم، تعریف بابام رو از مرد کمی تغییر دادم: گریه ی مرد رو کسی جز خدا نمی نباید ببینه...
اما کمی که گذشت، تحریفش کردم: چشم من که بسته باشه، کسی اشکمو نمی بینه. حتی اگر توی اتوبوس یا مترو باشم!
بزرگ شدم و مشکلاتمم بزرگ شد...
کاش منم چاه کن بودم.
اون وقت یه دل سیر توی چاه هام گریه می کردم. مثه مردی که تولدش نزدیکه...
کاش منم مثه اون بودم. آرزومه...
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 7:6 توسط L.payam
|
این وب ازان گروهی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شاهد تهران می باشد که هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کند.