آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می انگاری، 

می خواهم بدانم،

دستت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

منبع: برد فرهنگی دانشکده علوم پایه - دانشگاه شاهد تهران