سهمیه دانشگاهی...

امسال رفتم پیش دانشگاهی دوره تحصیلم.

بچه های دوره ی بعدی من خیلی شاکی بودن. پرسیدم چرا؟

گفتن چون حقمون ضایع شده. رتبه اول و آخرمون امسال یه نفر بود!

شاخ دراوردم. گفتم یعنی چی؟

گفتن یکی از بچه هامون رتبش شد 70000. اما با سهمیه شد 700.(تاسف خوردم. اول برای اینکه لااقل توی دوره ما رتبه 100هم داشتیم. افت کرده بودن دوستانم...)

دیشب بحث شد در مورد سهمیه. این شد که یاد اون اتفاق افتادم.

سهمیه چرا؟

یعنی منکه پدر دارم باید عقب بمونم؟ جرم من داشتن سایه ای بالای سرمه؟

این حرفا رو بارها شنیدم.

اما تا حالا فکر کردیم که اونی که پدر، سایه ی حق، بالای سرش نیست چه حالی داره؟ تا حالا فکر کردیم پدر او چرا نیست شد؟ آیا برای این نبود که پدر من بود بمونه؟

چرا انقدر خودخواه شدیم ما؟

سهمیه ی اینجوری خیلی بده.

به جای این، به خانواده ی شهدا و جانبازان برسن بهتره. اما فعلا که...

این وب سیاسی نیست. بیش از این نمی گم.

اما گاهی بد نیست خودخواه نباشیم...(توجه کنید نه چیزی رو تایید کردم، نه رد.)