هستی من رفت....
نبود تا وقتی برای از دست دادنش گریه میکردم چشامو ببوسه بگه وقتی گریه میکنی چشات خوشگلتر میشه اونوقت دوتایی بخندیم
نبود تا وقتی دلم گرفت سر رو شونه هاش بزارم یه نگاه تو چشای در یاییش کنم آروم شم
نبود تا وقتی ترس از دست دادنش وجودمو پر کرد بغلم کنه سرشو بیاره نزدیک گوشام و بگه دیوونه من پیشتم
نبود تا صدام کنه زندگیم کجایی
نبود تا شب قبل خوابم بگه خوابای رنگی ببینی نبود منم تا صبح کابوس دیدم
هستی من نبود ...
زیر قولش زد بم قول داده بود بمونه تنها نزاره
قول داده بود تا ته خط باهام بیاد
قول داده بود هر وقت بهش احتیج داشتم پیشم باشه
قول داده بود قهرنکنه
اما زیر همه قولاش زد
گفت دیگه نمتونم باید برم جای من نیس
خواستم بگم کجا نگفتم
خواستم بگم قول دادی پیشم بمونی
خواستم بگم نرو
خواستم بگم دوستت دارم
اما نگفتم فقط گفتم خوشبخت بشی ندید و گفت تو خیلی خوبی حلالم کن بوسیدمش و گفتم
حلالت میكنم اما هنوزم از تو دلگیرم
تو میخندی و من آروم تو دست گریه میمیرم
حلالت میكنم اما نباید از خودم رد شم
تو گم میشی و من اینجا
تو رو با گریه می بخشم
و رفت رفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت...................
این وب ازان گروهی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شاهد تهران می باشد که هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کند.