ایمان
1-اقای ... میگوید وقتی با تحکم به کارگرش گفته تو اخراجی مرد فقط دستهایش را برذه بالا و گفته "خدا بزرگ است"و رفته واو آنقدر شوکه شده که فردایش کسی را فرستاده دنبالش تا برش گرداند سر کار:"او به خدا ایمان دارد"
2-آقای ... میگوید وقتی به کارگرش گفته تو ااخراجی،طرف اول مشتش رابرده بالا و فریاد زده پس زن و بچه ام چه؟وشروع کرده به شلوغ کردن وتهدید که کارخانه را به آتش میکشد بعد هم افتاده به التماس کردن و گریه و زاری که اگدر برم نگردانی سر کار،خدا چنان وچنانت میکند گفته:"میفهمی خدا پدرت را در می آورد؛به خاک سیاه می نشاندت"او این حرفها را شنیده و چند روز بعد کسی را فرستاده دنبالش تا برش گرداند سر کار:"او به خدا ایمان دارد"
3-آقای ... میگوید:"هر دوی آنها را برگرداندم سر کار میدانی ضامن هر دویشان هم خدا بوده"
4-همه گواهی میدهند که آقای ... آدم معتقدی است و در ایمانش به خدا ذره ای شک وجود ندارد.آقای ... میگویو:"کل دارایی ام را خدا بهم داده"
5-از آن ماجرا ها چند سالی میگذرد و من دارم به روایت های آقای ... و آدم هایش فکر میکنم اینکه کدام یک از آنها ایمانشان به خدا بیشتر بوده است.آقای ... یا کارگر اولی یل کارگر دومی؟
این وب ازان گروهی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شاهد تهران می باشد که هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کند.