١٥- نمازهای جماعت را باید با نسبت دادن فسق به امام جماعت و آشكار کردن بدی های او و نیز دشمنی انداختن با شیوه های گوناگون در میان امام و پیروانش برافكند.(نیازه من توضیح بدم؟ خودتون که از من واردترین. اختلافاتی که بین امام خامنه ای و هاشمی و... به وجود اومد. حالا می فهمین چرا...؟ چون من نمی خوام به سیاست وارد شم.)

١٦-  امّا زیارتگاه ها را باید به بهانه اینکه اینها در زمان پیامبر نبوده و بدعت است، ویران کرد و مردم را از رفتن به اینگونه مكان ها بازداشت.(اکثر جمعیت حاظر در امامزاده های امروز به خاطر وجود قبرستان و یا فضای سبز در حیاط اوناست. مگر بعضی بزرگاش.)

باید در اینکه زیارتگاه های موجود واقعاً از آن پیامبر، امامان، و یا صالحان باشد تردید ایجاد کرد. پیامبر در کنار قبر مادرش به خاک سپرده شده و ابوبكر در بقیع دفن شده و قبر عثمان مشخص نیست؛ علی در بصره مدفون گردید و نجف محل قبر مغیره بن شعبه است. سر حسین در حنانه دفن شد و مزار خودش معلوم نیست؛ در کاظمین قبر دو نفر از خلیفگان است نه مزار کاظم و جواد از خانواده پیامبر؛ در طوس قبر هارون است و نه رضا از اهل بیت؛ در سامرا قبرهای بنی عباس است نه هادی و عسكری و(سرداب) مهدی از اهل بیت؛ بقیع را باید با خاک یكسان کرد.(وهابیان بقعه و گنبدهای بقیع را خراب کردن و اونو آنچنانكه امروز دیده می شه با خاک یكسان کردن. این مطلب در کتابهای متعددی از جمله فتنة الوهابیة نوشته شده و تصویرهایی نیز وجود داره.) چنانكه باید گنبدها و ضریح های موجود در همه کشورهای اسلامی را از میان برد.(چقدر تلاش برای بمب گذاری و ترمیم از طرف مسلمونا، اکثرا هم ایران...!)

١٧- در نسبت خانواده پیامبر به او باید تردید افكند. افرادی که سید نیستند عمّامه سیاه و سبز بر سر بگذارند، تا مردم نتوانند آنها را تشخیص دهند و به خانواده پیامبر بدبین شوند و در نسبت سادات با پیامبر تردید نمایند. چنانكه ضروری است عمّامه ها از سر عالمان دین و سادات برداشته شود تا هم نسبت خاندان پیامبر از میان برود و هم عالمان دینی در میان مردم حرمت نداشته باشند.(یه عکس از آیت الله العظمی حضرت آقای محمد خاتمی دیدم با کت و شلوار و موهای ژل خورده، و مهمتر از همه با کراوات قرمز. البته از یکی دیگه هم شنیدم که اون عکس مونتاژ بوده. اما من از اونجایی که آیت الله خاتمی زیاد به لمس خانما علاقه دارن، واقعیت همچون عکسی رو باور کردم. وقتی یه دستور خدا رو زیر پا گذاشت، بقیش رو هم می تونه بذاره...! اصلا من عذر می خوام که همچین چیزی گفتم. من – وارد – سیاست – نمی شم!!!(به خودم یادآوری کردم!))

١٨- حسینیه ها را باید با این دست آویز که بدعت هستند و در زمان پیامبر و جانشینانش نبوده اند، مورد تردید قرار داد و ویران کرد.

چنانکه مردم را باید به هر حیله از رفتن به این مكانها بازداشت؛ سخنرانان را کاهش داد؛ مالیاتهای ویژه ای بر سخنرانی بست که خود سخنران و صاحبان حسینیه آن را بپردازند.(تو هیئتی که یکی از دایی هام سردمدارش بود، یه آقایی برای مداحی آوردن که در یکی از محرم ها مداحی کنه. اون آقا نه شعری به درد بخور داشت، نه صدایی مناسب. وقتی بعدش فهمیدم 600هزار تومن به او پول داده اند، دهنم از تعجب باز ماند. اگر همین پول را برای فقیری داده بودند، امام حسین راضی تر بود.)

دیگه تمم شد. فقط یه شماره دیگه مونده و خلاص.

ادامه را در شماره بعدی بخوانید.

یا علی مددی.