حوصله ام دیگه سر رفته بود صبح جمعه ای تلویزیون هیچ برنامه ای نداشت میخواستم به عالم و آدم فحش بدم تا اینکه دیدم شبکه سه شروع یه تله فیلمه

شهر فرشتگان

 پیش خودم گفتم عجب اسمی داره

اوایل موضوع فیلم برام تکراریه بازم دعوای مامان وبابا  بازم قهر مامان و رفتن به خونه مامان بزرگ و بازم سوختن بچه ها این وسط اما فرق این فیلم اینجاس که دختر ده ساله ی خونه میخواد  با داداش کوچولوی شیر خواره اش تنها از خونشون -تجریش- بره خونه مامان بزرگش -راه آهن- یعنی کل طول خیابون ولی عصر!!!!!!!

اما خطرات خیلی زیادی تو این راه براش بوجود میاد اول ماجرا یه سری جوون بیکار با ماشین میان و عروسک دخترک رو تو جوب میندازن بعد پسر بچه هایی که بادکنکشو میترکونن پیر مرد بد جنسی که دست از سر دختر بر نمیداره و آخرم یه خاله به ظاهر مهربون که بچه دزده!!!!

من کاری به این فیلم و ادامه ماجراش خوبی و بدی این فیلم ندارم

نمیخوام این فیلمو نقد کنم من با موضوع این فیلم کار دارم امنیت تهران

موضوع جالبیه تهران شهر فرشته ها نیست پر شده از ابلیس تهران شهر شیاطینه!!!(به قول شاعر گفتنی اینجا تهرانه یعنی شهری که هر چی میبینی باعث  تحریکه-بقیه شو بلدین دیکه!!_) نمیخوام به تهران و تهرانی ها توهین کنم شاید من نمیدونم امنیت تو چی خلاصه شده که میگن تهران از امنترین پایتختهای جهانه!!!!وقتی برای  یه دختر ده ساله این همه نا امنی وجود داره.....شاید امنیت وایمن بودن جاده ها مساله مهمه (چه امنیتی!!!)یکی بهم بگه  پس امنیت چیه؟!؟!؟