این نه همه ماجرا بلکه سکانس کوتاهی از یک فیلم طولانی است

همنسلان من از این قبیل حرفها زیاد شنیده اند:

-نسل امروز یه ذره.....ندارن

ـجوونهای قدیم....بودن اما جوونهای امروز....

مطمئنا انقدر از این حرفها شنیده اید که خودتان می توانید جاهای خالی را پر کنید. طبیعتا بعضی برتریهای نسل گذشته قابل انکار نیست اما من طرف این نسلم. نه اینکه نسل خودم را منزه بدانم. نه؛ ولی میدانم این همه واقعیت نیست. این واقعیت نیست که این نسل بی عرضه است؛ یا واقعیت های بزرگی به چشم  خود ندیده. ما متهمیم...

ما متهمیم که چرا در دهه جنگ بدنیا آمدیم و تا چشم باز کردیم دیگر خبری از آن دوران نبود.

همه جا همین طور است. نمی شود که یک نسل را بخاطر واقعیت های ندیده اش، بخاطر واقعیت های درک نکرده اش متهم به کج فهمی و جو گیری کرد. ما گناه نکردیم که در سالهای منتهی به جنگ بدنیا آمدیم.

اما اینها بهانه شده تا گناهمان را گردن دیگری بندازیم. پس نقش تربیت چه می شود؟ آیا ادب نسل گذشته نتیجه تربیت کم نقص یا حتی بی نقص پدران و مادرانشان نبوده؟؟؟؟