پاک کن
تنهخا چیزی که این روزا تونسته کمی از این راز تکراری بودن روزا رو واسم کم کنه یه چیز خیلی ساده و کوچیک بود. یک پاک کن!یه پاک کن که وقتی تو شهر کتاب دنبال کتاب میگشتم دیدم.هیجان زده شدم باورم نمیشد توی یه لوازم التحریر پاک کنی پیدا شه که بتونه منو هیجان زده کنه.اما این پاک کن فرق میکرد . سال ها بود که این پاک کن رو جایی ندیده بودمو
پاک کن پلیکان,مستطیل شکل,دو رنگ,یه سرش آجری,سر دیگه اش آبی تیره.یادمه سر آبیش مداد قرمز حتی خودکارو هم پاک میکرد .البته اون موقع ها این پاک کن ها زیاد طرفدار نداشتپاک کنهای رنگی و خوشبو بیشتر طرفدار داشت.پاک کنهای پلیکان بوی مخصوصی داشت.کاش میشد بو رو نوشت.بوی جامدادی آهنی که از دو طرف باز میشد قسمت بالاشم جای پاک کن و مداد تراش بود.چقدر چیدن جامدادی مهم بود. مثل کیف مرتب کردن آخر شب,مثل تراشیدن مداد ها قبل از چیدن جا مدادی,مثل پیشاپیش خط کشی کردن دفتر با خودکار قرمز و.....
این پاک کن بوی همه کودکیم رو میده بوی شادی نشون دادن ماه و ستاره های آفرین به بابا بزرگم بوی قدیم بوی روزهایی که .....
این پاک کن ساده شاید تنها چیزی باشه که زیر آفتاب تازه ست و تا همیشه تازه میمونه.
این وب ازان گروهی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شاهد تهران می باشد که هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کند.